می خواستم پاکش کنم !
اما دیدم بهتره همین طوری یادگاری بمونه !
آخه من از تو یادگاری ندارم !
فقط این وبلاگ ...............
خداحافظ ............
قصه ی غربت صحرا شده ام ...
وسعت درد فقط سهم من است ...
باز هم قسمت غم ها شده ام ...
دگر آیینه زمن بی خبر است ...
که اسیر شب یلدا شده ام ...
من که بی تاب شقایق بودم ...
همدم سردی یخ ها شده ام ...
کاش چشمان مرا خاک کنید ...
تا نبینم که چه تنها شده ام ...

خندیدم غم هم خندید و کوله بارش را بست . و او رفت ! او رفت و رفت ! پیش تر بیش تر می گریستم . من بودم و غم وتنهایی و گریه . تو آمدی و تنهایی و غم وگریه اما ... او نیز رفت ! او رفت و رفت ! شروع ما پایان بود ! هر شروعی پایان است و هر مرگی تولد ! من از غم و تنهایی و گریه مردم و بعد ... تنها با تو متولد شدم ... با تو باتو و تنها برای تو ... من تنها برای تو آمدم !
سلام ! سلام ! آی پرستوها ، ستاره ها ، دیوارها ، صداها ، آی تمام زندگی سلام ! آی خورشید ، آسمون ، سکوت ، آی تمام سفید ها ، آی تمام قشنگی ها ، آی غروب ، آی تمام مردم ! آی همه ی جاده ها ! سلام ! سلام تمام رفتنها ! آی افق ! آی سفر !
می آئیم ! ببینید ! کوله بارمان را بسته ایم ! و دستهامان را به هم داده ایم و آغوشمان را گشوده ایم به سمت جاده ! به سمت افق ! به سمت خدا ! آه خدا خدا خدا .....
ریسمانی است که یک دستش در دست خداست
آن یکی دستش هم غرق هزاران دل تنگ


ميشه از عشق تو مرد و ديگه از دست همه راحت شد..
آره از عشق تو ديونگي هم عالميه...
.
.
.
.
.
باز منم......
همون دیوونه عاشق همیشگی.....!!

یه روز تو جهنم می بینمت......
تو به جرم اینکه دلم را دزدیدی و رفتی
من به جرم اینکه خدا را رها کردم و
تو را پرستیدم.................

پشت پلکام عکس عشق تو رو من نقاشی کردم تا بهت بگم چقدر دوستت دارم
عکس عشقت از سحر تا وقت خواب همراه منه تا بهت بگم چقدر دوستت دارم
عکس عشقت وقت خوابم همش همراه منه تا بهت بگم چقدر دوستت دارم
خنده هایی که در چهره منه خنده عشق تو مهربون تا بهت بگم چقدر دوستت دارم
توی وقت تنهایی وقتی که یاد تو می افتم همه چی یادم میره تا بهت بگم چقدر دوستت دارم
همه عمرم و زندگیمو تقدیمت میکنم تا بهت بگم چقدر دوستت دارم
به اندازه ی گل دوستت ندارم شایدگل پژمرده شود....
به اندازه ی پاکی آب دوستت ندارم زیرا آب نیز شایدگل آلود شود....
من به اندازه ی آسمان دوستت دارم زیراپایانی بر آن نیست........
چشم هایم برای توست،بیاموز که روشن باشد
اندیشه ام ازآن توست،بیاموز که پاک باشد
زندگیم محتاج توست،بیاموز که خدایی باشد ...

![]()
.
.
.
.
بابا دله......!

دیگه دل واپسد بودن واسم بسه
دیگه بیهوده پیمودن واسم بسه
زیادیم کرده پژمردن
زیادیم کرده غم خوردن
توی بی داد تنهایی
در حین زندگی مردن
عشق من.......


